پارت شانزده :

سکوتی سرد در فضای گرم اتاق پیچیده بود. نگاه‌ها بی‌حرف بین‌مان می‌چرخید. نور کم‌جان بعدازظهر، لابه‌لای پرده‌ها می‌لغزید و روی چهره‌ی مامان کشیده می‌شد که از اخم غلیظش مشخص بود چقدر جوش آورده! سکوت را شکست.
- این‌جوری که نمیشه... بخواد تو رو اذیت کنه و نذاره زندگی کنی. می‌تونی ازش شکایت کنی، ازش تعهد بگیرن تا دیگه جرئت نکنه این بلا رو سرت بیاره.
مه‌یاس لبخندی میان شرم و تردید

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت دیار در رمان دیار مجنون، تبار لیلی دیار
تصویر شخصیت مه‌یاس در رمان دیار مجنون، تبار لیلی مه‌یاس
تصویر شخصیت میکائیل در رمان دیار مجنون، تبار لیلی میکائیل
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • Z.k

    0

    ماجرای دیار چیه ؟

    ۳ ماه پیش
  • ساناز

    1

    💙💛🧡❤️🤍🩷💜🤎💚🩶🩵

    ۳ ماه پیش
  • شقایق

    1

    حس میکنم تو گذشته ی خبراییه کنجکاو گذشتم

    ۳ ماه پیش
  • مهلا

    1

    منم همین حس رو دارم به نظرم تو گذشته یه اتفاقایی افتاده

    ۳ ماه پیش
  • شقایق

    0

    چقد دلم میخاس نخونم این پارتو بزارم 4-5تا پارت دیه بیاد بعد یهو بخونماااا ولی نمیشد☺️

    ۳ ماه پیش
  • زهره

    0

    فرزاد چون احساس میکنم دلش پیش خواهر دیار گیره

    ۳ ماه پیش
  • میم

    2

    این چند روز همش منتظر پارت جدید بودم،تازه متوجه شدم کتابخانه اضافش نکردم،اعلانش برام نیومده،خیلی عالی بودن پارتا 😮🙏🏻👏👏👏🥰

    ۳ ماه پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    خوشحالم رمانو دوست داری و همراهمون هستی، ممنون عزیزم❤

    ۳ ماه پیش
  • میم

    1

    خیلی گناه دارن عطا و مه یاس،اینا هم عزادار دختر و خواهر شدن،زندگیشونم بهم خورده،یاسین بجا این بیشعوریا و ایراد گرفتن از عطا بره خرج مادرشو بده نکبت 🥺😡

    ۳ ماه پیش
  • میم

    1

    چه مادر پسر مهربان و فداکاری،تا داستانش فهمیدن دیگه قید جنجال راه انداختندیاسین رو زدن و می خوان کمکش کنن 🤗🥺

    ۳ ماه پیش
  • Ftm

    1

    مامان مه یاس چجوری آدمیه؟تا حالا ندیدیم نکنه اونم بد اخلاقه

    ۳ ماه پیش
  • Ftm

    1

    کیسان کجاست؟پیداش نیس بعد اون قضیه 🤣🤣🤣فرار کرده

    ۳ ماه پیش
  • Ftm

    1

    آفرین خوبه تو زورت بهش میرسه شکایت کن ازش یاسین حسابی داره خودشو رییس می دونه ول کن هم نیست

    ۳ ماه پیش
  • Ftm

    1

    یاسینو ولش بابا میکائیل از این پس داشته وسلام😂😂😂

    ۳ ماه پیش
  • مهلا

    1

    خداقوت عزیزم عااااااااااالی مثل همیشه لذت بردم. بسیار زیبا و پر از احساس😍😍😍❤️❤️❤️❤️.

    ۳ ماه پیش
  • مهلا

    2

    این رمان از زبون دو شخصیت نوشته شده و هر دو کاملا متفاوت و این نشونه ی شخصیت پردازی قوی و مهارت بالای نویسنده هست🌹❤️❤️

    ۳ ماه پیش
  • مهلا

    1

    عشق این دختر خیلی پاکه در قشنگی و پاکی عشقش شکی نیست😍❤️❤️

    ۳ ماه پیش
کپی شد!